تبليغاتX
طفل ا رباب

طفل ا رباب

چه کسی گفته که من تشنه شیرم مادر . . . ؟ ؟

میخوام در مورد غصب خلافت و ممانت عمر از کتبی شدن دستور خلافت امیر المومنین براتون بنویسم.

عمر بن خطاب خود در ایام خلافتش ، با تصریح این مطلب که پیامبر اسلام ص علی ع را به عنوان وصی پس از خود معرفی نموده بود، داستان ممانعتش از کتبی شدن این فرمان را این چنین باز گو میکند:
«ابن ابی الحدید به نقل از کتاب "تاریخ بغداد" به طور مستند نقل میکند که ابن عباس گفت : زمانی در خلافت عمر بر وی وارد شدم،او به خرما خوردن مشغول بود و مرا دعوت به خوردن کرد. من خرمائی برداشتم . از من پرسید عبدالله از کجا میآئی ؟ گفتم از مسجد . گفت:پسر عمویت را چگونه ترک کردی ؟؟ من گمان کردم عبدالله ابن جعفر را میگوید. اما او گفت منظورش (((عظیم اهل بیت است))).
من گفتم مشغول آبیاری نخلهای بنی فلان بود و در همان حال قرآن میخواند. عمر پرسید آیا در سر او هنوز برای خلافت اندیشه ای هست؟ گفتم آری . گفت :آیا بر این باور است که رسول خدا ص او را منصوب کرده است.؟ گفتم آری ، به علاوه من از پدرم عباس در این باره پرسیده ام و او نیز تائید کرد.
عمر گفت : آری از رسول خدا ص در باره علی ع مطلبی بود که حجت نتواند کرد!!پیامبر اسلام در هنگام بیماری قصد داشت تا به نام او تصریح کند ، اما من به خاطر اسلام از این کار ممانعت کردم!!! زیرا هیچ گاه قریش بر او اجتماع نمیکردند(1)
..........................................

1- از خدا پروا کنید، دکتر محمد تیجانی سماوی، ترجمه لطیف راشدی

شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید،ج۱۲ ص۲۱ به نقل از تاریخ تحول دولت و خلافت ۷۲ ،، رسول جعفریان

این حدیث را ( امام ابوالفضل احمدبن ابی طاهره) باسند معتبر از این عباس در کتاب تاریخ بغداد -آورده است

یا فاروق الحق علی مددی

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/12/20ساعت 9:13 قبل از ظهر توسط کربلائی ایمان |