تبليغاتX
طفل ا رباب

طفل ا رباب

چه کسی گفته که من تشنه شیرم مادر . . . ؟ ؟

آقــــــــــا یعنی جا موندم؟؟؟؟

نه آقا جــــــون ممکن نیست (هیهات) خیلی کرمت بیشتر از این حرفاست

مگه میشه آقائی که خدای عشق و معرفت منو نخواد ؟؟؟

رفقا خیلی دلم گرفته.

ظاهرا از سفر کربلای امسال جا موندم. بهم گفتن اگه انصرافی داشته باشیم شاید بتونیم ببریمت .

اول که گفته بودن متاهلی ، بعدم گفتن اشکال نداره مجردا رو با والده میبریم ، البته به من زنگ زدن ولی من خطم مسدود بود و خط جدیدم رو کسی نداشت . نمیدونم شاید ارباب میخواد مارو خوب بچلونه ، شایدم میخواد اینقد باهاش عشق بازی کنیم که

آقاجون مگه زیر قبه دعا مستجاب نمیشه؟؟ مگه نگفتم سالی یه بار کربلاتو برام بنویس دیگه هیچی نمیخوام؟؟ مگه نگفتم من طاقت دوری رو تو عشق ندارم؟؟ چرا آدمو دیوونه میکنی و بعدشم آواره؟؟به هیچکس التماس نمیکنم ولی به تو چرا ...

به پات میافتم ، همه چیزمو برات میدم ولی آقا کربلاتو برام بنویس .

کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــربــــــــــــــــــــــــــــــلا  ...

اللهم الرزقنا توفیق الزیارة کرببلا

دلم هواتو کرده ، منو ببر به کربلات حـــــســــــــــین

یاد چشاتو کرده ، منو ببر به کربلات حــــســــــــــین

اگه تو رو نبینم ، دق میکنم من میمیرم حـــســـــین

هرچی که زنده باشم، سراغتو هی میگیرم حسین

یعنی میشه دوباره تکرار شه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کنار مقام علی اصغر(ع)

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/04/14ساعت 0:53 قبل از ظهر توسط کربلائی ایمان |
گفته بودم امشب زیباترین شب زندگی منه و از دوستان خواسته بودم حدس بزنن

یکی گفت احتمالا داری مزدوج میشی ، یکی کفت شاید داری میری کربلا ، یکی دیگه هم گفت حتما فردا پدر میشی، یگی دیگه از دوستانم گفت احتمالا داری میری حج،یکی دیگه از دوستان هم گفت که من اصلا قاطی کردم و خیلی از دوستان هم کامنت خصوصی دادن که خب بماند.

اما اما اما امشب:

امشب شب میلاد ، همه زندگی من ، تمام دارو ندار من ، همه خوشی و عشق من ، زیباترین اسم روی لب من و قبله دل من حضرت باب الحوائج

فاش می‌گویم که حیرانِ علی اصغرم
لحظه‌های عمر مهمانِ علی اصغرم
در شب میلاد او با نغمه‌های یا حسین
فکرِ آن لب‌های خندانِ علی اصغرم
گر که او خود تشنه‌ی کرب و بلای عاشقیست
تشنه‌ام عطشانِ بارانِ علی اصغرم

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/04/11ساعت 8:19 بعد از ظهر توسط کربلائی ایمان |
سلام به همه دوستای:

خوب و مهربون و با صفا و با مرام و مشتی خودم

فرداشب زیباترین شب زندگی منه

حدس بزنید!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میدونم همتون اینجوری شدین

نترسید شب جمعه براتون میگم چه خبره؟؟؟؟!!!!!!!!

فعلا تا بعد

علی یار همتون

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/04/09ساعت 11:46 بعد از ظهر توسط کربلائی ایمان |